وبلاگ گروهی دانشجویان مهندسی مکانیک دانشگاه اصفهان
شنبه 13 آذر‌ماه سال 1389 :: 05:00 ب.ظ ::  نویسنده : علی محمودی

سلام 

بعد از بررسی غذای دانشگاه ها و رفع اون مشکل  به حول قوه ی مسئولین  

(ناراحت نشین خب اونا بیشتر از قوه ..... دارند) 

بریم سراغ دانشجوها ؛دیگه حداقل این یکی که دست خودمونه اگه راست میگیند بیاید  

از خودمون شروع کنیم بعد به زمین و زمان گیر بدیم... 

البته امیدوارم که به وجنات کسی بر نخوره انشالله

ژاپن : بشدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!

مصر : درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک ، در و پنجره دانشگاهش را می شکند !

هند : او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سال ها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجرا های عاشقانه و اکشنی ( ACTION ) پیش می آید و سرانجام آن دو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود !

عراق : مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جا خالی می دهد و در صورت زنده ماندن درس می خواند !

چین : درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد !

اسرائیل : بیش تر واحد هایی که او پاس کرده ، عملی است او دوره کامل آموزش های رزمی و کماندویی را گذرانده . مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید !

گینه بی صاحاب : او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بروبچ هم قبیله ای درس بخواند !

کوبا : او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همین طور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند !

پاکستان : او به شدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز ، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید !

اوگاند : درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس ؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد !

انگلیس : نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری !! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند !

ایران : عاشق تخم مرغ است ! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد ! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد . معمولا لیگ تمام کشور های بالا را دنبال می کند ! عاشق عبارت « خسته نباشید » است ، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس ! هر روز دو پرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید ! او سه سوته عاشق می شود ! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود ! جز قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده ؛ که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند ! او چت می کند ! خیابان متر می کند و در یک کلام عشق و حال می کند ! نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است  (ببخشید اگه توهین شده)